بالاخره روز قدس رسید و آنچه منتظرش بودیم اتفاق افتاد.
با یک حساب سرانگشتی میتوان حدس زد در سراسر کشور چندمیلیون نفر در حمایت از امام خمینی(ره) شعار دادند و چند نفر هم به درخواست ایشان «نه» گفتند.
بعد از افطار که در جمع تعدادی از بستگان اهل بابل و روستاهای اطراف به گزارش تلویزیون درباره طرفداران فلان و بهمان در راهپیمایی تهران نگاه میکردیم، یکی از فامیل که کشاورز زحمتکشی است و مطمئنا روشن کردن رایانه را هم بلد نیست چه رسد به خواندن بالاترین، اما بر خلاف ادعاهای جماعت که مردم را بیخبر از همه جا میخوانند، بسیار هم باخبر بود از آن چه میگذرد، میگقت متعجبم که این جماعت از چه چیز این دو نفر حمایت میکنند. اینها که حتی حرف زدن هم بلد نبودند!
بدون قضاوت درباره اینکه استدلال این بنده خدا درست است یا نه، با اضافه کردن این واقعیت که امروز میلیونها نفر از مردم ایران بر علیه اسرائیل شعار دادند، و نهتنها به نفع سبزها شعاری ندادند، بلکه اتفاقا به خاطر تحرکات سیاسی اخیر، شعارهایی هم بر علیهشان دادند مانند: هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران! حداقل نتیجهای که میگیریم این است که اهل این غائله نه تنها حائز اکثریت نیستند، بلکه در مقابل دریای مردم بسیار ناچیزند.
البته واضح است که حساب رایدهندگان به افراد، و ناراضیان از تخلفات و جنایتها، از سو استفاده کنندگان جداست.
به هر روی، نیمه شب که شد و بالاخره توانستم گودر را باز کنم، با حیرت، نوشتههایی را دیدم که فقط دو تصور را ایجاد می کند
یا اینکه همه این دوستان گرفتار توهمی نگرانکننده شدهاند و در این مورد تفاوتی بین اعضای معلومالحال بالاترین با فلان نویسنده مدعی اخلاق و فکر و انصاف و اندیشه و دین و خلاصه همه چیز نیست، یا این که فاتحه هر چه از قبیل انصاف و صداقت و دین و امثال آن را خواندهاند.
دلم میخواست دوستانی که بعضیهایشان را خیلی هم دوست دارم، میپذیرفتند که با علاقه و محبت این را میگویم:
دوست خوبم! در کنار این همه نشان و نماد و آرمان سبز که داری، کمی هم «صداقت سبز» داشته باش. خودت را در جماعت خیالی مردم قرار نده که روزی مثل امروز خودت را در مقابل جماعت واقعی مردم ببینی.
کلمات کلیدی:
اردوی مهدویت برای وبلاگنویسان هم تمام شد.
همانطور که حاج آقای نجمی روز اختتامیه گفت، تا چند وقت قبل کاملا از انجامش نا امید بودیم. اما ارادهها از جای دیگری شکل میگیرند.
من که هنوز ز اردوی طهورای سال قبل در مرخصی به سر میبردم، فقط شاهد تلاش و زحمتهای دوستان بودم.
امسال علاوه بر دیدار دوباره بسیاری از رفقای قدیمی، دیدار و آشنایی چندین نفر دیگر و همچنین فضای شاد و با نشاط ویژه، باعث شد روزهای خاطرهانگیزی داشته باشیم. اما باعث نشد جای خالی آنهایی که نبودند، به خصوص مرحوم حسن نظری عزیز احساس نشود. روحش شاد.
کلمات کلیدی:
ساخته شده توسط Rodrigo ترجمه شده
به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ.