سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
شب نوشت

شب نوشت

   1   2   3      >

زیر و روی مُحرّم

فضل الله نژاد دیدگاه

پیرمرد نبود، اما سن و سالی از او گذشته بود. دختر دومّش که ازدواج کرد، رفت خارج تا با دختر اولش زندگی کند. یادم نیست کدام کشور. همین دو فرزند را داشت و به نظر می آمد چیز دیگری این جاها نیست که دلش را به خود مشغول کند. که بماند. زن و شوهر رفتند . بعد، هر از چندی خبری می آمد ازشان. که مثلا همسرش خواسته اسپند دود کند در خانه ، و دستگاه اعلام حریق خانه شان روشن شده و سر و صدا کرده. از این جور خبر ها


چند ماه بعدش یک بار تماس گرفته بود با یکی از رفقای قدیمی اش. چاق سلامتی. اینکه خوب است. مثل باز نشسته ها. دختر و داماد میروند سر کار. همسرش بچه را نگه می دارد. خودش هم می رود پارک. اینجا هم اگر بود شاید همین کار ها را می کرد.  شکایتی نداشت.  اما گفت فقط دلم برای یک چیز ِ آن جا تنگ شده. گفت کاش می شد ایام محرم بر گردم و مراسم ها را ببینم ! 


من ، اسم این را،  لایه ی زیرین مُحرم می گذارم.  که می رود لای پوست آدم ها. که  خودم ، هروقت که از آن لایه ی بالایی دلم می گیرد یا شاکی می شوم که این چه وضعش است و البته خیلی وقت ها حق هم دارم،  که همه مان که شاکی هستیم حق داریم، این وقت ها خودم را می گذارم جای این طور آدم ها ، بعد به یادم می آورم این فامیل دورمان را که وقتی اینجا هم که بود چطور آدمی بود، بعد چنین آدمی (که منظورم معلوم است و تو هم می دانی، ! ) رفته آن جا و تنها دل مشغولی اش این است که بر گردد و دوباره این چیز(ی که اسمش را هر چه می خواهی بگذار ) را بزند به بدنش. زیر پوستش بدود. انگار نفسش بند می آمده بدون آن، انگار می خواسته گرم شود، از آن پُر شود، 


سادگی است اگر اسم این را نوستالوژی  و این چیز ها بگذاری یا با آن هم ردیف بدانی.


این لایه ی زیرین،  آتش مهیبی است زیر خاکستر  که زبانه هایش را تاریخ خوب یاد دارد هر وقت که خواسته آن را بهم بزند. 


 


کلمات کلیدی:

اَلا ای که همیشه بی شُماری، شُده این خیل ملت را شُماری ؟

فضل الله نژاد دیدگاه

 



استقبال مردم کرمانشاه از رهبر معظم انقلاب


 


کلمات کلیدی:

دوباره طرح ولایت و سفرِ مشهد

فضل الله نژاد دیدگاه

برای فرداشب بلیط قطار گرفته ام که دسته جمعی راهی شویم زیارت.


این سومین بار است که برای شرکت در شانزدهمین دوره ی طرح ولایت راهیِ سفر می شویم و دومین بار است که بخت یارمان بوده و طرح در مشهد برگزار می شود. پارسال اگر چه هوای خنکِ آبعلی می چسبید، اما ازین که بعد از چند سال زیارتِ هر ساله، یک فاصله ی یک ساله پیش آمد افسوس می خوردیم.


درباره ی طرح ولایت ، الان که پایگاه اینترنتی خوبی هم برایش راه انداخته اند، می شود درباره اش خواند و فهمید. جستجوی گوگل هم اطلاعات خوبی را نشان خواهد داد. اما برای من ، که خاطره ی شرکت در این دوره را به عنوان دانشجو در سال 79 داشته ام، اول از همه تجربه ی تدریسِ این سطحِ مبانی و قرار گرفتن در کنار اساتیدی که سال ها شاگردی شان را کرده ام، تجربه و افتخاری است که به خاطر توفیقش همیشه خدا را شکر می کنم.


از طرفِ دیگر ، تجربه ی گذراندن مدت زمانی هر چند اندک  با دانشجویان، به خصوص در قالب چنین کلاس ها و در فضای چنین بحث هایی ، شیرینیِ دوره را بیشتر می کند. 


همه ی این ها وقتی با پای بوسی آستان مقدس و مطهر امام رئوف علیه السلام همراه باشد، نوید بخش یک سفرِ خاطره انگیز است.


نائب الزیاره ی همه ی دوستان خواهم بود.


 


کلمات کلیدی:

بیانیه جمعی از وبلاگنویسان و فعالان فضای مجازی

فضل الله نژاد دیدگاه

بسم الله الرحمن الرحیم


ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.


ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.


تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی


 


کلمات کلیدی:

مقایسه ی دو ماجرا در باب اخلاق و صداقتِ سبز

فضل الله نژاد دیدگاه

چندی پیش عده ای فائزه هاشمی را در شهر ری دیدند و همه ی غیض و خشمی را که از ماه ها ، بلکه سال ها ظلم و ناجوانمردی و توهین و بی ادبی های او در دل داشتند، متاسفانه با الفاظ ناپسند و رکیک و مردود از نظر شرع و اخلاق نشان دادند . این اقدام از سوی بسیاری از دلسوزان و به خصوص وبلاگ نویسان ارزش مدار و حتی رهبر فرزانه  محکوم شد و بدین وسیله یک نشانِ افتخار دیگر در کارنامه ی اخلاق و رفتار جبهه ی حق ثبت شد.


به فاصله ی اندکی، سخنانی از مهاجرانی منتشر شد که با وجود همه ی عناد و مواضع ناحقّی که داشته است، شاید مجبور شد و شاید هم از روی زیرکی و برای بهره برداری در جای دیگر، نمونه ای از ویژگی های مثبتِ وجودِ پاک رهبری را به زبان آورد. در واکنش به این سخنان، با وجودِ معدود افرادی که سعی کردند این سخنان را به حساب انصاف و اخلاق جبهه ی بی اخلاقِ سبز بگذارند، اکثریتِ جماعتشان با سیلِ توهین و حملاتی که حتی نثارِ خودِ مهاجرانی کردند، نشان دادند که در میدان انصاف و  اخلاق، چند مرده حلّاجند!


مقایسه ی این دو اتفاق، حتی اگر به حاشیه هایش، مانند تلاش مذبوحانه برای بخشنامه ای خواندنِ عکس العمل های دوستان و یا سعی در بزرگ کردنِ فحاشان و معرفی آن ها به عنوان وجهه ی غالب توجه نکنیم، با در نظر گرفتن همانند های متعدد این موارد، آینه ی صاف و واضحی از ماهیتِ  این جریان است که این اتو کشیده های پُر مُدّعا سعی دارند پشت لعاب رنگ باخته شان پنهان کنند.


البته این جمع، پیش از این بارها آزموده شده بودند ولی این بار که در بحث میان دوستان ارزشی، ناگهان یاد اخلاق افتاده اند و خود را وسط معرکه انداخته اند، لازم است بی خطاب نمانند و بدانند که حواسمان هست علاوه بر اینکه بی ادبند، چقدر هم وقیحند.


کلمات کلیدی:

آن‏ها که خیلی دلسوزند! مقاله ای از هدی فاطمی،به بهانه 8 مارس

فضل الله نژاد دیدگاه


«محبوبه عباسقلی زاده» رو به نمایندگان «موسوی و کروبی» کرد و با اشاره به روسری خود از آن دو پرسید: «آیا من با این حجابم می‌توانم در مجموعه‌ی دولت مدیرکل بشوم؟ این که دیگر ربطی به شورای نگهبان ندارد و از اختیارات رییس جمهور است؟! اگر چنین اتفاقی بیفتد یعنی در برنامه‌های جنسیتی، اصلاحات ساختاری صورت گرفته است ..... مشکل این‌جاست که اگر بندهای جنسیتی قانون اساسی اصلاح نشود، تحقق وعده‌هایی که در بیانیه‌ها مطرح شده، با سیکل بسته‌ای مواجه می‌شود که یک سر آن قانون اساسی است و سر انجام به موضوعاتی مانند رعایت موازین اسلامی که تفسیر سلیقه‌ای از آن می‌شود برخورد خواهد کرد و تنها عده‌ای از دسترسی به مشارکت بهره می‌برند که در چارچوب موازین اسلامی مورد نظر آقایان عمل کنند.»

 
بخشی از مناظره بین «محبوبه عباسقلی زاده»، نماینده‌ی جنبش هم‌گرایی، «زهرا شجاعی»، نماینده‌ی میرحسین موسوی و «جمیله کدیور»، نماینده‌ی کروبی[1]، منتشر شده در سایت «مدرسه‌ی فمینیستی».
 
اوایل اردیبهشت ماه 1388 یعنی دو ماه مانده به دهمین انتخابات ریاست جمهوری، «هم‌گرایی جنبش زنان برای طرح خواسته‌های خود در انتخابات»، اعلام موجودیت کرد و به امضای بسیاری از گروه‌ها و افراد فمینیست رسید. در جلسه‌ی اعلام موجودیت، چهره‌هایی مانند «شیرین عبادی، سیمین بهبهانی، اعظم طالقانی، الهه کولایی، شهلا لاهیجی، فرزانه طاهری و شهلا اعزازی» از طیف‌های مختلف فمینیست‌های مسلمان تا سکولار در یک کنفرانس مطبوعاتی این خواسته‌ها را تشریح کردند. خواسته‌هایی که در دو عنوان کلی خلاصه می‌شد:
 
1- پی‌گیری مجدانه‌ی پیوستن ایران به «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان»
 
   2- تلاش در جهت رفع قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و به ویژه بازنگری و اصلاح اصول 19، 20، 21 و 115 قانون اساسی، به منظور گنجاندن اصل برابری جنسیتی بدون قید و شرط .
 
اعضای این هم‌گرایی تأکید داشتند که از کاندیدای خاصی حمایت نمی‌کنند و می‌خواهند از فضای باز انتخاباتی برای مطرح کردن خواسته‌های زنان در جامعه استفاده کنند و در عین حال از کاندیداها بخواهند در مقابل این خواسته‌ها به طور شفاف موضع‌گیری کنند. اگرچه برخی از فمینیست‌ها معتقد بودند که نباید فعالیت‌های ریشه‌ای تر مانند کمپین یک میلیون امضا را برای این فعالیت انتخاباتی معطل گذاشت و نباید با چنین فعالیت‌هایی به گرم کردن تنور انتخابات کمک کرد و به جمهوری اسلامی فرصت داد تا ژست آزادی و دموکراسی بگیرد، اما اغلب فعالان فمینیست بر استفاده از این فرصت در جهت خواسته‌های خود تأکید داشتند.
 
درپی شکل‌گیری این هم‌گرایی، فعالیت‌های گسترده‌ای برای ترویج خواسته‌ها آغاز شد. این فعالیت‌ها از پخش جزواتی در تشریح خواسته‌ها و ملاقات با نمایندگان کاندیداها - به جز احمدی‌نژاد- گرفته تا فعالیت‌های مطبوعاتی و برگزاری میزگرد، کارگاه و جلسه‌ی سخنرانی در مراکز فرهنگی و دانشگاهی شهرهای مختلف کشور شامل می‌شد. نگاهی به مجموعه خواسته‌های تولید شده در این هم‌گرایی تا پیش از انتخابات، کمک بسیاری به شناخت جریان‌های فمینیستی کشور و تحلیل فعالیت‌های آن‌ها می‌نمود.
 
اگرچه برخی از فمینیست‌ها معتقد بودند که نباید فعالیت‌های ریشه‌ای تر مانند کمپین یک میلیون امضا را برای این فعالیت انتخاباتی معطل گذاشت و نباید با چنین فعالیت‌هایی به گرم کردن تنور انتخابات کمک کرد و به جمهوری اسلامی فرصت داد تا ژست آزادی و دموکراسی بگیرد، اما اغلب فعالان فمینیست بر استفاده از این فرصت در جهت خواسته‌های خود تأکید داشتند.
 
این تنها بخشی از خواسته‌ها است
 
«یکی از راه‌های بالا بردن فرهنگ زنان، مسأله‌ی آزمون و خطا کردن و تجربه کردن است. بگذارید زنان ببینند که در کادر ولایت فقیه، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت این کاندیداها با این‌که در دور اول حرف‌هایی را زدند ولی باز هم نتوانستند کاری بکنند. خوب این یک قدم از آگاهی بخشیدن به مردم است. پس چه چیز باید زیر سؤال برود؟ اول باید ولایت فقیه را زیر سؤال برد؟ این‌که کسی در حال حاضر جرأت نمی‌کند دست به ترکیبش بزند. این دوستان ما دارند قدم به قدم این راه را پیش می‌برند.»
 
«میهن جزنی»، از فعالان زن و عضو جنبش هم‌گرایی، ساکن فرانسه؛ میزگرد با عنوان هم‌گرایی زنان در انتخابات، آری یا نه، منتشر شده در شبکه‌ی «دویی چه وله»[2]
 
اگرچه هر دو خواسته‌ی اصلی این جنبش ـ هم‌گرایی ـ به حد کافی برای جامعه‌ی مسلمان ایرانی، رادیکال است اما چهره‌های تندروتر و خارج نشین این هم‌گرایی، ابایی از طرح هدف اصلی فمینیست‌ها یعنی سکولار کردن تمامی ساحت‌های حکومتی، حقوقی و حذف آموزه‌های دینی از آن‌ها را ندارند که این سکولار کردن هم با وجود رکنی مانند ولایت فقیه ممکن نیست. در این‌جاست که لایه به شدت سیاسی جنبش فمینیسم وطنی، گاهی خودش را از لابه لای شعارها و فعالیت‌های فرهنگی نشان می‌دهد.
 
تلاش برای پیوستن ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، اولین خواسته‌ی هم‌گرایی است. این کنوانسیون در سال 1358 شمسی به تصویب سازمان ملل رسیده تا راه کارهای عملی برای رفع هرگونه تبعیض بین زنان و مردان ارایه دهد و کشورهای امضا کننده را ملزم به اجرای این قوانین و سیاست‌ها کند. براین اساس نه تنها روح حاکم بر کنوانسیون در بسیاری از موارد برگرفته از آموزه‌های مدرنیته و فمینیسم است که برخی از قوانین آن نیز به صراحت با قوانین اسلامی در تعارض است. «عبدالفتاح سلطانی»، وکیل دادگستری و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر در مصاحبه با مدرسه‌ی فمینیستی درباره‌ی پیامدهای این خواسته‌ی جنبش هم‌گرایی می‌گوید: «در صورت پیوستن ایران به این کنوانسیون در بسیاری از قوانین کیفری و مدنی این مرز و بوم، باید تغییرات اساسی و اصلاحات عمیق صورت گیرد. از قبیل: برابری دیه‌ی زن و مرد – آزادی زنان و دخترانی که بالای 18 سال سن دارند در انتخاب همسر بدون دخالت اولیای خود – آزادی دریافت گذرنامه و خروج از کشور بدون نیاز به جلب رضایت همسران خود – حق داشتن مشاغل مختلف حکومتی و غیرحکومتی از قبیل داشتن پست‌هایی مانند ریاست جمهوری، وزارت و عضویت در مجلس خبرگان و حتی حق انتخاب شدن برای رهبری مملکت – برابری زن و مرد در قوانین ارثی – برابری زنان و مردان در تمامی مقررات کیفری – تغییر قوانینی که زنان را وادار به داشتن پوشش ویژه می‌نماید – اعطای حق طلاق به طور برابر برای زنان و مردان – تدارک حقوق اقتصادی ویژه برای زنان خانه‌دار مانند بیمه نمودن آنان – تدارک حق حضانت برابر با مردان نسبت به فرزندان مشترک – به رسمیت شناختن ولایت یکسان پدر و مادر نسبت به فرزندان مشترک و امثال آن...»
 
اگرچه هر دو خواسته‌ی اصلی این جنبش ـ هم‌گرایی ـ به حد کافی برای جامعه‌ی مسلمان ایرانی، رادیکال است اما چهره‌های تندروتر و خارج نشین این هم‌گرایی، ابایی از طرح هدف اصلی فمینیست‌ها یعنی سکولار کردن تمامی ساحت‌های حکومتی، حقوقی و حذف آموزه‌های دینی از آن‌ها را ندارند که این سکولار کردن هم با وجود رکنی مانند ولایت فقیه ممکن نیست. در این‌جاست که لایه به شدت سیاسی جنبش فمینیسم وطنی، گاهی خودش را از لابه لای شعارها و فعالیت‌های فرهنگی نشان می‌دهد.
 
بر همین اساس است که «مصطفایی»، یکی دیگر از وکلای دادگستری و فعالان حقوق بشر، مناقشه‌ی اصلی بین کنوانسیون و قانون اساسی را کلمه‌ی اسلامی در برخی اصول قانون اساسی می‌داند و معتقد است رعایت موازین اسلامی به دلیل اعمال سلیقه، مانع تحقق تمام و کمال کنوانسیون خواهد شد. [3]
 
اکنون سؤال این‌جاست که فمینیست‌های مسلمان و معتقد به مبانی دینی مانند طیف فعال در دفتر مشارکت امور زنان در دوران اصلاحات چگونه این تعارض بین آموزه‌های دینی و کنوانسیون را حل می‌کنند. آن‌ها از دو راه حل بهره می‌برند. روشن فکری دینی و حق تحفظ. رویکرد روشن فکری دینی این امکان را به دین‌داران معتقد به مدرنیته می‌دهد که قوانین اسلامی را تا آن‌جا که ممکن است به قامت آموزه‌های مدرن اندازه کنند. حق تحفظ نیز به کشورهای امضا کننده‌ی کنوانسیون اجازه می‌دهد بعضی از اصول که در تعارض با قوانین داخلی آن‌هاست کنار بگذارند.
 
کنوانسیون منع هرگونه تبعیض علیه زنان با قید همین تحفظ به طور کلی و بدون روشن کردن موارد تحفظ در هیأت دولت و مجلس دوران اصلاحات به تصویب رسید. شورای نگهبان از مجلس خواست که موارد تحفظ را به روشنی تصریح کند که مجلس از این کار سرباز زد و پرونده به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع شد و تا کنون به دلیل همان تعارضات با قوانین اسلامی، برای تصویب نهایی وارد دستور کار نشده است. اگرچه مشکل کنوانسیون به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مسایل فرهنگی و اجتماعی به این تعارضات آشکار اسلامی محدود نمی‌شود و سیاست گذاری‌های کلان فرهنگی و اجتماعی کشور را به نفع مدرنیته و سکولاریسم جهت خواهد بخشید، اما همین حق تحفظ را نیز فعالان فمینیست نمی‌پذیرند و بر پذیرش بی‌قید و شرط کنوانسیون تأکید می‌کنند.
 
مصطفایی در این باره می‌گوید: «اگر ما بخواهیم این کنوانسیون را با حق تفحظ بپذیریم به آن نتیجه‌ای که خواست دولت‌های دیگر و فعالین حقوق اجتماعی است، نخواهیم رسید چرا که این‌گونه، مخاطبین کنوانسیون به صورت سلیقه‌ای عمل کرده و هر قسمت از مفاد کنوانسیون را که نخواهند اجرا نکنند یا به نفع‌شان نباشد به بهانه‌ی مغایرت با شرع خود به خود حذف می‌کنند.»
 
اگرچه مشکل کنوانسیون به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مسایل فرهنگی و اجتماعی به این تعارضات آشکار اسلامی محدود نمی‌شود و سیاست گذاری‌های کلان فرهنگی و اجتماعی کشور را به نفع مدرنیته و سکولاریسم جهت خواهد بخشید، اما همین حق تحفظ را نیز فعالان فمینیست نمی‌پذیرند و بر پذیرش بی‌قید و شرط کنوانسیون تأکید می‌کنند.
 
خواسته‌ی دوم جنبش هم‌گرایی، ایجاد تغییراتی در بندهای 19، 20، 21 و 115 قانون اساسی است آن هم به نحوی که زمینه را برای اجرای بی‌قید و شرط کنوانسیون فراهم کند. «سلطانی» تغییرات مورد نظر را چنین تشریح می‌کند:
 
الف) در اصل 19 قانون اساسی بعد از واژگان «رنگ، زبان» باید کلمه‌ی «جنسیت» نیز اضافه گردد و اصل 19 بدین ترتیب اصلاح گردد: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان، مذهب و جنسیت و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود.»
 
ب) اصل 20 بدین شرح باید تنظیم و اصلاح گردد: «همه‌ی افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه‌ی حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت مقررات کنوانسیون جهانی محو تمامی اشکال تبعیض علیه زنان برخوردارند.»
 
پ) در اصل 21 قانون اساسی باید عبارت: «با رعایت موازین اسلامی» که در صدر اصل آمده حذف شود و هم‌چنین در بند 5 اصل 21 عبارت: «در صورت نبودن ولی شرعی» باید حذف گردد.
 
ت) در اصل 115 قانون اساسی به جای واژه‌ی «رجال» باید از واژه‌ی «شخصیت‌های» استفاده شود.»
 
چنان که روشن است در این‌جا نیز هدف حداقلی فعالان فمینیست، رهایی قوانین کشور از بند آموزه‌های شرع برای نیل به برابری کامل زن و مرد، تعریف شده است. اکنون باید دید خواسته‌های فمینیستی در طول سال‌های پس از انقلاب چه نسبتی با دولت‌ها داشته و چگونه جامعه‌ی نخبگان و توده‌های مردم را تحت تأثیر قرار داده است.
 
ردپای اندیشه‌های فمینیستی در دولت‌ها
 
شورای فرهنگی – اجتماعی زنان به عنوان زیر مجموعه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، اولین مجموعه‌ای بود که در سال 1366 شمسی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کلان در مسایل فرهنگی و اجتماعی زنان و ایجاد هماهنگی‌های لازم در این امور، تشکیل شد اما از آن‌جا که فعالیتش در سطح سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی بود و ارتباط مستقیمی با مسایل اجرایی نداشت، مسؤولین وزارت کشور برای انسجام و سامان‌دهی فعالیت‌های مرتبط با مسایل زنان و تقویت بعد اجرایی، تشکیل دفتری را برای امور بانوان در وزارت کشور پیشنهاد دادند. هسته‌ی اولیه‌ی کمیسیون‌های امور بانوان در سال 1368 به طور آزمایشی در فرمانداری قم آغاز شد و در سال 1369 در سراسر کشور شکل گرفت. قدم بعدی، تأسیس دفتر امور بانوان در نهاد ریاست جمهوری بود که در سال 1370 به پیشنهاد رییس جمهور وقت در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید و «شهلا حبیبی» به عنوان اولین مشاور رییس جمهور در مسایل زنان، به عنوان رییس دفتر امور بانوان برگزیده شد.
 
شاید این مقطع را بتوان شروع نفوذ اندیشه‌های فمینیستی در بدنه‌ی دولت جمهوری اسلامی دانست زیرا دفتر امور بانوان، بنا بود تسهیل‌گر اجرای سیاست‌های تصویب شده برای زنان باشد، یعنی برای اتصال حلقه‌ی سیاست‌گذاری به حلقه‌ی اجرا، برنامه‌ی عمل تهیه کند. به دلیل همین نیاز و فقدان برنامه‌ی عمل بود که چهارمین کنفرانس جهانی زن در پکن در سال1375 و «برنامه‌ی عمل زنان جهان» مورد توجه جدی دفتر امور بانوان قرار گرفت. البته به همت این دفتر، یک تیم تحقیقاتی قوی از بانوان متخصص کشور روی این برنامه کار کردند تا بندهای معارض با قوانین اسلامی را تا حد ممکن از آن حذف کنند و در این راه تا حد قابل قبولی نیز موفق بودند و در باقی موارد نیز سند را با حق تحفظ امضا کردند اما نفوذ تدریجی نگاه‌های توسعه محور و روشن فکری در بین متدینین، زمینه را برای مقبولیت آموزه‌های فمینیستی و کم رنگ کردن تحفظ‌ها باز کرد. حاصل این روند با روی کار آمدن دولت اصلاحات و تأسیس مرکز امور مشارکت زنان برای «ایجاد و تقویت نگرش جنسیتی در برنامه‌های توسعه‌ی کشور»[4] و «تقویت باورها نسبت به توانمندی‌های زن مسلمان ایرانی»[5] آشکارتر شد.
 
بحث زنان، رفع تبعیض‌های بین زنان و مردان، افزایش آزادی‌ها و به طور کلی اندیشه‌های فمینیستی یکی از بحث‌های داغ در مبارزات انتخاباتی سال 76 بود که در کنار توسعه‌ی سیاسی، ایجاد فضای باز فرهنگی، افزایش آزادی‌های فردی، اجتماعی و عمل بر اساس قرائت‌های روشن فکرانه و مدرن از دین، مطرح شد و بسیاری را شیفته کرد و البته احساس خطرهای جدی نیز برای بخشی از جامعه به وجود آورد. فعالیت‌های آینده‌ی مرکز امور مشارکت زنان و حمایت همه جانبه‌ی این مرکز از سمن‌های (N.G.O)فمینیستی، تلاش بی‌شائبه‌ی این مرکز و سمن‌های ذکر شده برای تصویب الحاق ایران به کنوانسیون و هم‌چنین تدوین برنامه‌ی چهارم توسعه‌ی کشور بر اساس آموزه‌های آشکار فمینیستی نشان داد این احساس خطرها بیراه نبوده است.
 
برنامه‌ی چهارم توسعه‌ی کشور با رویکرد جنسیت و توسعه نوشته شد که محصول تلاش منتقدان فمینیسم در دهه‌ی 80 میلادی در کشورهای توسعه یافته بود. آن‌ها معتقد بودند زنان اساساً در شاخص‌های توسعه در آموزش، بهداشت و اشتغال چندان که باید پیشرفت نداشته‌اند و علت این عقب ماندگی یکی فرودستی تاریخی زنان است که همواره در مقایسه با مردان از جایگاهی پایین‌تر مسابقه را شروع می‌کنند و دیگری نگاه فرهنگی جامعه و تحمیل نقش‌های نابرابری چون مادری و همسری به آن‌هاست که مانع حضور جدی آن‌ها در عرصه‌ی توسعه می‌شود بنابراین در رویکرد توسعه و جنسیت تلاش می‌شود از یک سو با تبعیض مثبت، فرصت‌های بیش‌تری در اختیار زنان قرار گیرد و از سوی دیگر سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تا حد ممکن نقش‌های جنسیتی سنتی را کم رنگ سازد.
 
چنین رویکردی در برنامه‌ی چهارم به کار گرفته شد و علاوه بر ارتقای جایگاه مرکز امور مشارکت زنان، در 6 فصل و 17 ماده‌ی قانونی، مسایل زنان به طور مستقیم و غیر مستقیم مورد توجه قرار گرفت. به عنوان مثال در دو بند از ماده‌ی 111 از فصل نهم این برنامه یعنی توسعه‌ی فرهنگی، دولت را موظف کرده است تا برنامه‌ی جامع توسعه‌ی مشارکت زنان مشتمل بر بازنگری قوانین و مقررات به ویژه قانون مدنی، تقویت مهارت‌های زنان، شناسایی و افزایش ساختارهای سرمایه‌گذاری در فرصت‌های اشتغال زا، توجه به ترکیب جنسیتی عرضه‌ی نیروی کار، ارتقای کیفت زندگی زنان و افزایش باور عمومی نسبت به شایستگی آنان را تدوین، تصویب و اجرا کند و اقدام‌های لازم از جمله تهیه‌ی برنامه‌های پیش‌گیرانه و تهمیدات قانونی و حقوقی به منظور رفع خشونت علیه زنان را انجام دهد.
 
برنامه‌ی چهارم توسعه‌ی کشور با رویکرد جنسیت و توسعه نوشته شد که محصول تلاش منتقدان فمینیسم در دهه‌ی 80 میلادی در کشورهای توسعه یافته بود. آن‌ها معتقد بودند زنان اساساً در شاخص‌های توسعه در آموزش، بهداشت و اشتغال چندان که باید پیشرفت نداشته‌اند .
 
شاید در ظاهر چنین به نظر برسد که برنامه‌ی چهارم توسعه، تلاشی قابل تقدیر در جهت مصالح زنان بوده و ذکر شرط حمایت از نهاد خانواده در یکی از بندهای آن نیز برای خانواده‌گرایی کفایت می‌کند اما تأمل بیش‌تر این آسودگی اولیه را سلب می‌کند. از یک سو توسعه به مفهوم مدرن آن قرار دارد که برگرفته از نگاه سکولار و سیطره‌ی کمیت است و از سمت و سوی توسعه و کیفیت آن غفلت می‌شود به طوری که مثلاً میزان مصرف سرانه‌ی خمیر کاغذ به عنوان یکی از علایم توسعه یافتگی، شناخته می‌شود. از سوی دیگر برابری جنسیتی و تبعیض مثبت جنسیتی دنبال شده در این برنامه‌های توسعه با قانون اساسی در تعارض است.
 
قانون اساسی بر عدالت تأکید می‌کند اما جنسیت و توسعه بر تبعیض مثبت به نفع زنان تا جایی که زنان برنده‌ی میدان توسعه شوند، اصرار دارد. در قانون اساسی تحکیم نهاد خانواده مورد تأکید و نقش‌های مادری و همسری بسیار مهم انگاشته می‌شود اما سیاست‌های مبتنی بر این مدل توسعه به تضعیف نهاد خانواده می‌انجامد. در قانون اساسی مؤلفه‌ی دین بسیار برجسته است اما در برنامه‌ی چهارم توسعه هیچ اشاره‌ای به توسعه در چارچوب ارزش‌های اسلامی یا ارتقای وضعیت فرهنگی متناسب با این ارزش‌ها نشده است در حالی که نارضایتی‌های فراوانی از سیر قهقرایی در این زمینه در بین مردم و مسؤولان وجود دارد.
 
در بحث آسیب شناسی نیز طراحان برنامه‌ی چهارم تنها دو آسیب در جامعه‌ی زنان را به طور جدی مد نظر قرار داده‌اند. انگاره‌های نامناسب درباره‌ی توانمندی زنان در بستر مناسب اجتماعی و عرصه‌های اشتغال و خشونت علیه زنان؛ این در حالی است که برنامه‌ی چهارم از بسیاری آسیب‌های دیگر مانند افزایش آمار طلاق، افزایش سن ازدواج و افزایش دختران مجرد غفلت کرده است. به طور کلی مهم‌ترین دغدغه‌ی برنامه‌ی چهارم در حوزه‌ی زنان، توسعه‌ی مشارکت اجتماعی و تقویت نقش آنان در جامعه است و شاخص‌های چنین توسعه‌ای در سه محور درآمد (اشتغال)، بهداشت و آموزش منحصر می‌شود که نشان دهنده‌ی یک نگاه حداقلی به زن است و ساحت‌های معنوی، فرهنگی و هویتی نادیده گرفته شده است.[6]
 
فعالیت‌های دولت اصلاحات و سمن‌های فعال فمینیست به عرصه‌ی سیاست‌گذاری‌های کلان ختم نشد و آن‌ها به حق در ترویج نگاه فمینیستی بین نخبگان و توده‌ی مردم با استفاده از تمامی ابزارهای ترویجی از رسانه‌ها تا کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی، موفق بوده‌اند. تأثیر این نگاه را در برنامه‌های کاندیداهای ریاست جمهوری برای زنان می‌توان دید. اگر چه تمامی آن‌ها بر توجه به قوانین شرعی و تحکیم خانواده تأکید می‌کنند اما بعضاً توجهی به آثار تخریبی این برنامه‌ها بر فرهنگ جامعه و نهاد خانواده ندارند. شاید به همین دلیل است که توجه به مشارکت اجتماعی زنان، اصلاح قوانین در راستای برابری جنسیتی و اعطای پست‌های کلیدی چون وزارت برای زنان از جمله مهم‌ترین برنامه‌های کاندیداهاست و اگر هم از آموزش تربیت فرزندان یا مهارت‌های زندگی، تناسب حقوق و وظایف در خانه سخن گفته می‌شود[7]، نقد جدی به مبانی تئوریک و عوارض سیاست‌های توسعه‌ای وجود ندارد. در میان کاندیداها تنها احمدی نژاد از ابتدای کار دولت نهم چنین حساسیت‌هایی داشته که البته لزوماً در اجرا موفق نبوده اما بررسی رویکرد این دولت در تکمیل این بحث ضروری است.
 
 
فعالیت‌های دولت اصلاحات و سمن‌های فعال فمینیست به عرصه‌ی سیاست‌گذاری‌های کلان ختم نشد و آن‌ها به حق در ترویج نگاه فمینیستی بین نخبگان و توده‌ی مردم با استفاده از تمامی ابزارهای ترویجی از رسانه‌ها تا کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی، موفق بوده‌اند. تأثیر این نگاه را در برنامه‌های کاندیداهای ریاست جمهوری برای زنان می‌توان دید.
خواسته‌هایی از جنسی دیگر
 
تیرماه 1384 با پیروزی غیرمنتظره‌ی «احمدی نژاد» به عنوان یکی از منتقدان سر سخت اندیشه‌های غربی، ورق در حوزه‌ی مسایل زنان نیز برگشت که شوک سختی به روند فعالیت‌های زنان با رویکرد فمینیستی بود. در اولین قدم، نام مرکز امور مشارکت زنان به مرکز امور زنان و خانواده تغییر یافت تا رییس جمهور نشان دهد بر خلاف اندیشه‌های فمینیستی برای دولت او خانواده در اولویت است. اعلام مخالفت و ممانعت دولت نهم از الحاق ایران به کنوانسیون نیز نکته دیگری بود که چرخش 180 درجه‌ای را در سیاست‌های این دولت به رخ می‌کشید.
 
«طبیب زاده»، – دومین رییس مرکز امور زنان و خانواده پس از ریاست کوتاه مدت «نسرین سلطان‌خواه»- در جلسه‌ی معارفه، اولین سیاست داخلی را بازگشت به الگوگیری از شخصیت مقدس حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیه) و سایر بانوان صدر اسلام دانست تا اشاره‌ای باشد به انحراف از این الگوهای اصیل در دوران حاکمیت اصلاح طلبان.
 
طبیب زاده در مصاحبه با روزنامه‌ی رسالت (16/7/88) تفاوت‌های مرکز امور زنان و خانواده با مرکز امور مشارکت زنان را چنین برشمرد:
 
«دولت اصلاحات با نوعی گرایش و شیفتگی نسبت به غرب و با اعتقاد به بحث اولویت توسعه‌ی سیاسی تلقی متفاوتی نسبت به مسأله‌ی آزادی زنان و افراط در بحث مشارکت اجتماعی آنان داشت به حدی که گاه به نقش زنان در کانون خانواده کم توجهی شده و حتی با دیده‌ی حقارت به آن نگریسته می‌شد. بحث حمایت از سازمان‌های مردم نهاد و گسترش قارچ‌گونه‌ی آنان با اشکال و اهداف خاص که بیش‌تر مورد نظر آژانس‌های بین‌المللی بود، جزو شعارهای آنان محسوب می‌شد، حذف کلیشه‌های جنسیتی از کتب درسی و پی‌گیری و خواسته‌ی بحث برابری حقوقی زن و مرد با تعاریفی بسیار نزدیک به دیدگاه غربی توسط آنان دنبال می‌شد. در نتیجه حمایت مطلق از فرصت‌های مساوی اشتغال زنان و مردان صورت می‌گرفت که مقید به قیودی هم نبود، لذا تلقی متفاوت از محدوده و شکل مشارکت اجتماعی و نحوه‌ی اشتغال زنان و بحث‌های حقوقی، نقطه‌ی عطف اختلاف میان تفکر دو دوره محسوب می‌شود. آموزش‌ها، تبلیغات و رویکردهای طراحی شده‌ی مرکز در هر دوره، از این دیدگاه‌ها تبعیت می‌کرد.
 
دولت نهم با نگرش اساسی به مقوله‌ی زن و نقش زن در جامعه‌ی اسلامی، حضور اجتماعی زنان را امری واجب و ضرورت شرعی می‌داند اما این حضور نباید منجر به فروپاشی و یا سست شدن ارتباطات خانوادگی شود. نباید بر روی اشتغال زنان آن قدر تأکید شود که زنان، خانواده را فدای اشتغال خود سازند و ضرورت تشکیل خانواده به عنوان اولویت چندم دختران جوان قرار گیرد. ما اعتقادمان بر این بود که حفظ کانون خانواده، حفظ سلامت اجتماعی است و چنان‌چه اولویت ما از حفظ کانون خانواده به تأکید بر مشارکت اجتماعی زنان تغییر یابد به تدریج جامعه‌ی ما به همان سرنوشتی که گریبان‌گیر غرب شده، دچار خواهد شد.
 
در اسلام حد و حدودی برای مشارکت اجتماعی زنان تعریف شده است. حضور زن در عرصه‌های علمی و مورد نیاز جامعه نه تنها لازم بلکه در برخی موارد واجب است. نیازهای پزشکی، آموزشی، فرهنگی و هنری زنان باید توسط خود خانم‌ها مرتفع گردد. این امر ناقض حضور زنان در سایر رشته‌ها نیست اما باید دید اولویت‌ها چیست. زمانی که نیازهای ضروری جامعه تأمین شده است آن گاه باید تمایلات، علایق و سلیقه‌ها محوریت پیدا کند.»
 
چنین دغدغه‌ها و اهدافی اگر چه به حق مطرح شد و تمامی فعالیت‌های مرکز امور زنان و خانواده را نیز تحت تأثیر قرار داد اما با نقدهای جدی نیز روبه‌رو گشت. بخشی از انتقاد‌ها به طور طبیعی از سوی فمینیست‌های سکولار یا مسلمان اصلاح طلب بود که در عرصه‌ی نظری و عملی به شدت با این رویکرد جدید مشکل داشتند اما بخش دیگری از انتقادها نیز از سوی کسانی مطرح می‌شد که با رویکرد نظری این دولت در عرصه‌ی مسایل زنان موافق بودند اما برنامه‌های عملی را نامناسب، ناکافی و گاه متعارض با آرمان‌ها، ارزیابی می‌کردند.
 
«ناهید نقوی»، مدیر اجتماعی و توسعه‌ی مشارکت‌های مردمی معاونت اجتماعی مرکز امور زنان و خانواده،[8] ضمن اذعان بر کارهای خوبی که در دولت نهم انجام شده، معتقد است، تنها یک کلمه به خانواده اضافه شده بدون آن‌که کمیت و ساختار مرکز امور زنان در این راستا وسعتی داشته باشد. نقوی، دلایل متعددی برای این موفق نبودن ارایه می‌دهد. این‌که بین نیروهای اصول‌گرا در بعد اجرا، نظر و فکر تفرقه وجود دارد. این‌که بعضی از نیروهای اصول‌گرای سیاسی در بعد معرفتی اصول‌گرا نیستند یا حداقل این‌که بعضی نظرات پارادوکسیال دارند و کارهایی در حوزه‌ی زنان انجام می‌دهند که از فمینیست‌ها نیز تندروانه‌تر است. این‌که نهادهای سیاست‌گذاری متعددند و در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های بعدی هماهنگی وجود ندارد و از همه مهم‌تر این‌که هنوز یک تعریف واحد در بین اصول‌گرایان از حضور اجتماعی زنان و نقش‌های متعدد آنان با رویکرد تمدن اسلامی وجود ندارد. یعنی ما می‌دانیم چه نمی‌خواهیم اما دقیقاً نمی‌دانیم چه می‌خواهیم.
 
با وجود تمام این کاستی‌ها از این نکته نباید غفلت کرد که نقد رویکردهای فمینیستی و اتخاذ نگاهی خانواده محور از سوی رییس دولت نهم در دوران سیطره‌ی نگاه فمینیسی، یک عمل جسورانه بود و  فرصتی طلایی در اختیار اصول‌گرایان قرار داد تا در حوزه‌ی نظریه و اجرا طرحی نو در اندازند. خانواده‌گرایی نیز مانند سایر شعارهای اصول‌گرایانه دولت نهم که در دوران سازندگی و اصلاحات در مقابل آموزه‌های فمینیستی کم رنگ مانده بود، وارد ادبیات مسؤولان شد اما به دلیل ضعف در همان حوزه‌های نظری و اجرایی در حد همان شعار باقی ماند؛ در حالی که فمینیست‌ها با ادبیات غنی حاصل دهه‌ها بحث آکادمیک در غرب و برنامه‌های اجرایی قدرتمندی چون کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و هم‌چنین فعالیت‌هایی که پس از پایان دولت اصلاحات داشته‌اند، همین امروز حرف‌های جدی برای گفتن دارند و خواسته‌های خود را که رادیکال‌تر هم شده‌اند بر اساس همان نظریه‌ها و برنامه‌های عملی پی‌گیری می‌کنند. شکل‌گیری هم‌گرایی جنبش زنان برای طرح خواسته‌ها در انتخابات و تلاش برای هم‌سو کردن کاندیداها با این رویکرد فمینیستی نشان داد اگر نامزدی به جز احمدی نژاد رأی می‌آورد، این جریان می‌توانست حتی قدرتمندتر از دوران اصلاحات وارد عمل شود.
 

[1]مدرسه فمینیستی http://www.feministschool.com/spip.php?article2635
 
[2]دویی چه وله
 
[3]مصاحبه با محمد مصطفایی http://ir-women.org/spip.php?article7337
 
[4]کتاب «مشارکت زنان و دولت هشتم»، ص15
 
[5]همان
 
[6]نگاه ویژه مجله حورا
 
[7]برنامه محسن رضایی برای زنان
 
[8]هفته نامه‌ی پنجره، سال دوم، شماره‌ی‌ 45، ص79(*)
 
هدی فاطمی؛ محقق و پژوهشگر/انتهای متن/


منبع: پایگاه تحلیلی تبیینی برهان


http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=585


کلمات کلیدی:

لَکُم دینُکُم ای اهلِ 'حزبِ هوا ' !

فضل الله نژاد دیدگاه

حضراتِ "حزبِ هوا " تفاوت چندانی  با بقیه ی اهلِ هوا ندارند. ادعای حزبِ الله بودن می کنند امِّا شاکله ی واقعی ِ حزب شان "هوا" است! اهلِ هوای نفسند. تفاوتشان این است که برای هواپرستی اشان حزبی عمل می کنند .فرقشان این است که هوای این ها با بقیه متفاوت است. اهل مبارزه اند . از خیلی از مظاهر ظلم و نفاق متنفرند و خیلی چیز های به ظاهر خوبِ دیگر . اما این ها برای خدا نیست. صرفا خوششان می آید. مداحی و عزاداری و  عبادتشان هم همینطور است. همه این ها را آن طور انجام می دهند که خوششان میآید نه آنطور که دین بگوید.


به راحتی دین را به رای خودشان تفسیر می کنند. حضرت علی علیه السلام را مویّد فحاّشی می خوانند ! رهبری که جای خود دارد!


اگر عالم دینی هم اعتراض کرد، او را هم به فُحش می کشند. اگر برادر دینی نصیحت کرد، او را هم حرام زاده می خوانند. بنام حضرت زهرا سلام الله علیها جشن می گیرند و از انواع فسق و گناه ابایی ندارند. در مقابل، از تفسیق مومنین هم اِبایی ندارند. توهین و ناروا که سهل است.


البته خیلی طول نمی کشد که نوبت به اندک مقدساتی که برایشان محترم مانده هم می رسد. حتی حضرت ماه هم اگر بر خلاف میلشان حرف بزند، اگر نتوانند تفسیر به رای کنند، تحملش نخواهند کرد. کم ندیدیم نمونه هایشان را در سال های گذشته. تند رفته هایی که در میانه ی راه برگشتند و به همه چیز لگد زدند.


ما هم اشتباه کردیم. زیاد سکوت کردیم. بعضی اش را حمل بر دلسوز بودن، جوان بودن، عصبی و تحریک شده بودن کردیم. اما از حد گذشت. از حد گذشته بود و خبر نشدیم. به خودمان ظلم کردیم. به نظام ظلم کردیم. به رهبر ظلم کردیم و دلش را خون کردیم و به درد آوردیم،  همان وقتی که فرمود این حادثه قلبم را جریحه دار کرد، باید فریاد می زدیم. وقتی دهانِ آلوده در فضای مجازی باز کردند و فحاشی را باب کردند، باید از آن رفاقت ها شرم می کردیم نه این که حق را به پای آن قربانی کنیم.


اگر سکوت نکرده بودیم، الان جماعتِ سبز که  گروهِ دیگری از اهل هوای نفس خودشانند و دین خود ساخته ی ِ خود را دارند، با وقاحت و بیشرمی مدعیِ اخلاق نمی شدند!


به اسم مبارزه با دشمن، آب به آسیاب دشمن ریختند و سکوت کردیم. نظام و بسیج را بد نام کردند و سکوت کردیم. دوست را دشمن کردند و سکوت کردیم. مدعی ِ همه چیز، از انقلاب گرفته تا حزب الله و حتی خودِ دین شدند و سکوت کردیم. به روحانیت و مرجعیت بد گفتند و سکوت کردیم.


قرآن مجید چه توصیف زیبایی کرده است:


«أفرأیت من اتخذ الهه هواه و اضله اللّه علی علم و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشاوة، فمن یهدیه من بعد اللّه، أفلا تذکرون.»(سوره جاثیه، آیه 23)


ای رسول خدا آیا نمی بینی آن را که هوای نفس خویش را خدای خود قرار داده و خدا او را با علم(پس از اتمام حجت) گمراه می سازد و برگوش و دلش مهر می زند و بر دیده اش پرده ای می افکند، پس چه کسی بعد از خدا او را هدایت خواهد کرد آیا پند نمی گیرید؟


حکایت اینان همین است که قرآن فرموده. اگر می بینید در اندیشه باطلشان اینقدر اصرار دارند و نصیحت و اندرز و هشدار هیچ کس در ایشان کارساز نیست، بر اساس همین رازی است که قرآن فرموده است. پرده ای بر دیدگانشان افتاده که نمی بینند. دین خود را دارند و خدای خود.


اینجاست که باید گفت:


لَکُم دینُکُم ای اهلِ "حزبِ هوا " !


کلمات کلیدی:

چهار سال گذشت

فضل الله نژاد دیدگاه

 


چند روز قبل از رفتنش


چهار سال پیش، وقتی این عکس را می گرفتم، و شوخی و شیطنت مان باعث شده بود حسن موقع نماز کمی خنده اش بگیرد، کسی فکرش را نمی کرد که این عکس، یکی از زیباترین یادگار های مان از این جوان رعنای پدر بشود. 


ما انسانیم که می گویند ناممان را از نسیان برداشته اند. رفتگان را یاد کنیم چرا که تک تک ما با رفتن، شاید به اندازه ی یک عکس یادگاری هم فاصله نداشته باشیم. باشد که بعد از ما، دیگران به یاد ما باشند. 


شادی روح پاک و با صفایش، صلوات.


 


کلمات کلیدی:

بالاخره چه کسانی بیشترند؟

فضل الله نژاد دیدگاه

همه یادشان هست که بلوای سال 88، به خاطر ادعای «بیشتر» بودنِ طرف‏داران نامزد‏های انتخابات ایجاد شد.


در آن زمان، دعوا بر سر این نبود که مخالف در کشور وجود دارد یا نه. اما به کمک بی تدبیری صدا و سیما و عده‏ای از مسئولین، آشوب‏گران موفق شدند تلاش خود برای اِبراز وجود و اثبات بودنِ خود را، تبدیل به ادعای بیشتر بودن و بلکه بی‏شُمار بودن کُنند!


حالا، بعد از یک سال و اندی گذشتِ زمان و آن همه خسارت‏های مادی و معنوی و کُشته‏ها، انگار نه انگار که از ابتدا دعوا بر سرِ چه بوده است. کسانی که آن‏روز‏ها دائما در حال شمارشِ آدم‏ها و اندازه‏گیری خیابان‏ها بودند، امروز، بلکه از 9 دی سال گذشته، هیچ به رویشان نمی‏آورند که چه ادعایی کرده بودند و حال که نشانه های باطل بودن آن ادعا از همه جا می‏درخشد، چرا سکوت پیشه کرده‏اند.


سایت‏های خبری رنگارنگ و وبلاگ‏های پُر سر و صدایی که ادعای شفافیت و اطلاع رسانی صادقانه و دقیق و بی‏طرفانه‏شان گوشِ فلک را کَر کرده بود، امروز درباره‏ی چند میلیون انسانِ ایرانی اهل قُم، هیچ نگفتند تا نشان دهند که از ابتدا هم دغدغه‏شان، این مردم نبوده‏اند. همچنان‏که درباره‏ی آن صد‏ها هزار مردمِ اردبیل خفقان گرفته بودند، همانند ده‏ها بار قبل در عاشورا و 22 بهمن و روز قدس و ....


البته این بی‏توجهیِ جماعتِ سبز، تنها درباره‏ی مردمِ ایران نیست. اگر حافظه‏تان یاری نمی‏کند، یا به این مسئله دقت نکرده‏اید، کمی به بایگانی خبر‏ها مراجعه کنید تا ببینید در زمان اعلامِ  کُدام دستاورد علمی یا صنعتی کشور، از ماهواره‏ی اُمید گرفته تا افتتاح نیروگاه بوشهر، ذرّه‏ای خوشحالی و شعف از اینان دیده شده است. بلکه بر عکس، یا  ایراد‏گیری و بهانه‏تراشی کرده‏اند و اگر نشده، به تمسخر و تحقیر پرداخته‏اند.


از این‏حاست که معنی خودی و ناخودی فهمیده‏ می‏شود. راستی کسی که نه مردمِ این کشور برایش اهمیت دارند و نه آبرو و پیشرفت و موفقیت آن، و از آن‏سو هر چیزی از بیگانگان او را به وجد می‏آورد، چگونه خود را ایرانی می‏نامد؟


در این بین، افسوس باید خورد برای عده‏ای که خود را دین‏دار می‏دانند و حتی در سلک روحانیت هستند، یا یادگاری از خانواده‏های شهیدانند، که چگونه با ننگِ همراهی و هم‏آوایی با دشمنانِ دینشان و قاتلان پدرانشان کنار می‏آیند؟!


 


کلمات کلیدی:

شرح حال

فضل الله نژاد دیدگاه

وقتی برای زندگی ات برنامه ای داری، بعضی چیز ها مثل این هستند که در یک مسیر در حال طی کردن، سوار یک اسب راهوار شوی یا امکانات و ابزاری به دستت برسد که  با قدرت و سرعت بیشتری به سمت هدف هایت حرکت کنی.

برای من، که تحصیل و تدریس اصلی ترین هدف و برنامه ام بود و هست، دوره های طرح ولایت که چهارده سال پیش خودم به عنوان دانش پژوه در آن شرکت کرده بودم، یکی از این فرصت های طلایی بسیار خواستنی و دوست داشتنی است. درس مورد علاقه و دیدار و  گفتگو با دانشجویان ، مجموعه ای رویایی است که از سال گذشته در حاشیه ی زیارت حضرت امام رضا علیه السلام نصیب من شد .
امسال، به لطف خدا دوباره این فرصت را دارم و خوشبختانه تا حدودی از چنبره ی بیماریی که چندین هفته خانه ی کوچک ما را اندوهگین کرده بود هم رهایی پیدا کردیم .
حالا که بار سفر می بندم، ظاهرا باید از برخی دوستان که مورد توهین و آزار شخص به ظاهر مجهول الهویه ای که تیرگی های درونش را با فحاشی به دیگران نشان می دهد عذر خواهی کنم. قسمت نظر خواهی را خصوصی می کنم تا جملات قبیحش به نظر دیگران نرسد و هر یک از دوستان که کامنت این چنینی دریافت کرد، مانند دوستان دیگر به بنده اطلاع دهد تا به پرونده ای که در مرکز جرایم رایانه ای گشوده شده  اضافه شود. 
امیدوارم در این تابستان گرم، وجودتان هم گرم و چشم هایتان پر از برق و روشنی باشد.

کلمات کلیدی:

   1   2   3      >
?بازدید امروز: (91) ، بازدید دیروز: (72) ، کل بازدیدها: (70680)

ساخته شده توسط Rodrigo ترجمه شده به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ.

سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ